
+خدا پدر گوگل رو بیامرزه که آیدی و رمزها رو تو حافظش نگه میداره !!
وقتی کسی مثل من توی حیاط با یه پتوی دولای قهوه ای کرم پشمالو و گرم روی یه فرش دولا شده نشسته باشه به اولین چیزی که فکر میکنه تنهاییشه..
گرمای خوبی داره...باد خنکی که به صورتم میخوره..انگشت های یخ زده پام که از پتو بیرونند..همه اینها باعث میشند نخوام پتو رو از خودم دور کنم...
از خیلی ها گله دارم...ناراحتم..کسی نبود ببینه من ناراحتم..کسی نیومد بگه حالت خوبه؟..کجایی نیستی؟..اصلا چه دلیلی داره نباشی؟...
حالا فکر میکنم چه دلیلی داره براشون باشم؟
امیر حسین میگه اصلاح کن دلت و ...میگم نمیشه..میخوام آدم بده باشم..مهربونی رو تجربه کردم...خوب بودن..صادق و پاک بودن رو حس کردم..سنگی بودن..یخ بودن...غرور بینهایت و تجربه کردم..حالا میخوام لش بودن و تجربه کنم..با هرکی بودن..با این لاس زدن و اون یکی رو ول کردن...حس حال به هم زنیه..اونم اگه آدم مبادی آدابی باشی...چارچوب داشته باشی...مث من..که یه موقع هایی نمیذاشتم کسی حتی از ۱ متری خط قرمزهام عبور کنه..
رد شده..دارم سپری میکنم...دارم تجربه میکنم...خوب نیست..این تجربه ها رو دوست ندارم..بهشون نیاز دارم... هرچند همه بگند اشتباهه..
دلم برای یک سری آدما تنگ شده..این نشونه خوبیه..ته دلم میدونم..فقط به روی خودم نمیارم...
ازین به بعد کاری به دوستای وبلاگی ندارم...بدجوری زخم زدین...
خودم میمونم و وبلاگ دوست داشتنی سردم..
برای خودم مینویسم :)
__ شاید هم قهوه ای نارنجی !!
برچسب: رعد و برق,رعد و برق به انگلیسی,رعد و برق در قرآن,رعد و برق چیست,رعد و برق در فال قهوه,رعد و برق تعبیر خواب,رعد و برق عکس,صدای رعد و برق,دانلود صدای رعد و برق شدید,دانلود صدای رعد و برق وحشتناک,
نویسنده: مبین جعفری