شاید من هیچی رو توی دنیا بیشتر از حموم دوست نداشته باشم
البته جدا از غذا و بستنی و کیک و پاستیل و خیلی چیزای دیگه !
مهم نیست :دی
مهم اینه که توی هر مودی که باشم دوش داغ و طولانی حالم و میاره سرجاش...
اگه یه وان پر آب داغ باشه و توش ریلکس بشم که دیگه بهشته برام
واسه همین حتما این یکی رو توی آرزوهام مینویسم..خونه ای که خواستم بخرم باید حتما حتما وان داشته باشه..چون مهم نیست کی دلم و بشکنه..کی اعصابم و خرد کنه..چقد سرکارم بهم فشار بیاد..اون وان حتما حالم و خوب میکنه :دی
کاش میشد من یه مرمید باشم.چقد کول میشد..میدونم که پتانسیل حکمرواییش و داشتم :))
آآآآه ( اون آه نه این یکی آه -_- ) دلم واسه استخر رفتن تنگ شده
تا حالا چندبار به سهیلا گفتم بیا بریم هی پشت گوش میندازه نمیدونم چرا
آدرسشم به خودم میده البته با توجه به اینکه یه کلمه ام زبون بلد نیستم فک کنم کار خوبی میکنه :))
چقد مزخرفه مگه نه؟
به هرکی میگم نزدیک 9 ماهه اومدم اینجا اما هیچی زبان بلد نیستم فک میکنن دارم سر به سرشون میذارم..اما واقعیت اینه که من فقط بلدم از خودم انتقام کارای بقیه رو بگیرم... آآآه گاد ! چرا پدر مادرای ما بلد نبودن بهمون یه سری چیزای مهمتر از مراقب حجابت باش رو یاد بدن؟؟!! واقعا چراااا؟؟؟؟
افسردگیم خیلی عمیقه...کاری از دستم برنمیاد فعلا..هر کاری که میکنم برمیگرده مث مشت دوباره میخوره تو صورت خودم..دلم خیلی چیزا میخواد اما دسم بستس..
به درک
این یه پست شاده :))
برگردیم به موضوع مرمید بودن خودم ! به نظرم اگه مرمید بودم به جای یه تاج ترجیح میدادم یه نیم تاج داشته باشم..خیلی بیشتر به من میومد :)) عاشق خودم میشدم :))
برچسب:
نویسنده: مبین جعفری