خرید بک لینک
کسی میدونه چجوری میشه از درد قلبت کم کنی؟

منم انگار مرض اوی وجودمه..ثانیه به ثانیه عکسشون و نگاه میکنم..نفسم سنگین میشه..نمیتونم کنترل کنم خودم و.. حسم شبیه اون موقع هاییه که از عصبانیت میخوام منفجر بشم اما تو رودروایسی میمونم و خودخوری میکنم..فقط این بار فرقش اینه که حجم زیادی از درد و تنفر توی قلبم حس میکنم..دلم یه دل سیر گریه میخواد..اما مید نم نمیتونم اشک بریزم..همبنجوری باید تحملش کنم... خیلی سخته واسم..خیلی سخته قبول کنم بعد این همه سال ک با گدشت اوون همه اتفاق ها هنوز دوسش دارم...دارم فک میکنم اگه سروش لج نمیکرد و رفته بودیم ایران..شاید بهتر میتونستم با این موضوع کنار بیام...اما نمیدونم...عکسش من و بهم ریخته اگه بودم چجوری میخواستم ماسک بزنم رو صورتم و حرف بقیه رو تحمل کنم.. یعنی روش میشد تو چشای من نگاه کنه؟؟؟ میشد با داداشم بگو بخند کنه و به من لبخند بزنه بگه چطوری؟؟؟ یعنی نامزدش دختر عموی نازنینم میتونست به روی خودش نیاره که چیکار کرده؟؟؟

خدایا نمیگم اون و میخوام...سر سوزن نمیخوام توی زندگیم نقشی داشته باشه ولی توام یه نگاهی به دلم بکن..

برچسب: نویسنده: مبین جعفری تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 20:56

صفحه بندی